خدايا:

خوش دارم كه كوله‏بار هستي خود را كه از غم و درد انباشته است بر دوش بگيرم، و عصازنان به سوي صحراي عدم رهسپار شوم.

خوش دارم از همه‏چيز و همه‏كس ببرم و جز خدا انيسي و همراهي نداشته باشم.

خوش دارم كه زمين زيراندازم و آسمان بلند رواندازم باشد و از همه زندگي و تعلقات آن آزاد گردم.

خوش دارم كه مرا بسوزانند و خاكسترم را به باد بسپارند تا حتي قبري را از اين زمين اشغال نكنم.

خوش دارم هيچ‏كس را نشناسد، هيچ‏كس از غم‏ها و دردهايم آگاهي نداشته باشد، هيچ‏كس از راز و نيازهاي شبانه‏ام نفهمد، هيچ‏كس اشك‏هاي سوزانم را در نيمه‏هاي شب نبيند، هيچ‏كس به من محبت نكند، هيچ‏كس به من توجه نكند، جز خدا كسي را نداشته باشم، جز خدا با كسي راز و نياز نكنم، جز خدا انيسي نداشته باشم، جز خدا به كسي پناه نبرم.

خوش دارم آزاد از قيد و بندها، در غروب آفتاب، بر بلندي كوهي بنشينم و فرو رفتن خورشيد را در درياي وجود مشاهده كنم، و همه حيات خود را به اين زيبايي خدايي بسپارم، و اين زيبايي سحرانگيز با پنجه‏‎هاي هنرمندش، با تاروپود وجودم بازي كند، قلب سوزانم را بگشايد، آتشفشان درونم را آزاد كند، اشك را كه عصاره حيات من است، آزادانه سرازير نمايد، عقده‏ها و فشارهايي را كه بر قلبم و بر روحم سنگيني مي‏كنند بگشايد، غم‏هاي خفه‏كننده را كه حلقومم را مي‏فشرند، و دردهاي كشنده‏اي را كه قلبم را سوراخ‏سوراخ مي‏كنند، با قدرت معجزه‏آساي زيبايي تغيير شكل دهد، و غم را به عرفان و درد را، به فداكاري مبدل كند و آنگاه حياتم را بگيرد، و من، ديوانه‏وار، همه وجودم را تسليم زيبايي كنم، و روحم به سوي ابديتي كه از نورهاي «زيبايي» مي‏گذرد، پرواز كند و در عالم آرامش و طمأنينه، از كهكشان‏ها بگذرم و براي ابقاء پروردگار به معراج روم، و از درد هستي و غم وجود بياسايم و ساعت‏ها و ساعت‏ها در همان حال باقي بمانم و از اين سير ملكوتي لذت ببرم.

.................

دکتر چمران

/ 4 نظر / 5 بازدید
نيم رخ

ادلف هيتلر يا ويکتو هوگو؟ کلمه ی خ.ش دارم مغرورانه بود. همراه کمی ترس تو اين حس رو نداشتی

بی سوت

گاهی کلمات قرآنی معانی بيشتری می دن ! ميدونی يادمه يه روزايی که برا خودم قران رو به مدل خودم ختم می کردم . برام اين ارتباط ها خيلی جالب بود مثلا سر کلمه ايمان تمومی کلماتی که يه جوری ايمان توش بود رو جدا کردم بعد روشون سنجش انجام می دادم بعد فهميدم هر جا از ايمان صحبت شده حتما يا از حس يا بنوعی عرفان گفته شده يا از عقل و منطق يا آگاهی

بی سوت

پس فهميدم راه رسيدن به ايمان کشف و شهود ! و از يکی از اين دو مسير ميشه بهش رسيد ! بعد که بيشتر رو اين قضيه زمان گذاشتم ديدم اااااااااا درسته که اين دو مسير هست اما لازمه اش هدايته يعنی خدا هر جايی که از اين دو مسير و ايمان حرف زده حتما قبلش به هدايت منوط کرده ! خب بگذريم داستان اين بود که در قبال خداوند همه چی جايزه ! چون ... اميدوارم کارت رو حسی تر ادامه بدی چون جذابتر و دلنشين تر ميشه

بی سوت

يادمه يه وبلاگ بود بعنوان پسرک ... که يه آيه از قران می نوشت و زيرش عاشقانه ! محشر بود بخدا ! اميدوارم تو هم ....