به نام خداوند مهربان و بخشنده

گنج پنهان:

اگر دوستت پيوند از تو گسست ، پيوستن او را بر خود هموار سازد و چون از تو رخ برتافت تو به لطف پيوند روى آور و چون بخل ورزيد ، تو دست بخشش بگشاى و چون دورى گزيد ، تو نزديك شو و چون درشتى نمود ، تو نرمى پيش آر و چون مرتكب خطايى شد ، عذرش را بپذير ، آنسان ، كه گويى تو بنده او هستى و او ولى نعمت تو . ولى مباد كه اينها نه به جاى خود كنى يا با نااهلان نيكى كنى . دشمن دوست را دوست خود مشمار كه سبب دشمنى تو با دوست گردد .

وقتى كه برادرت را اندرز مى‏دهى چه نيك و چه ناهنجار ، سخن از سر اخلاص گوى و خشم خود اندك اندك فرو خور كه من به شيرينى آن شربتى ننوشيده‏ام و پايانى گواراتر از آن نديده‏ام . با آنكه ، با تو درشتى كند ، نرمى نماى تا او نيز با تو نرمى كند . با دشمن خود احسان كن كه آن شيرينترين دو پيروزى است ، انتقام و گذشت . اگر از دوست خود گسستن خواهى ، جايى براى آشتى بگذار كه اگر روزى بازگشتن خواهد ، تواند . اگر كسى درباره تو گمان نيك برد ، تو نيز با كارهاى نيك خود گمانش را به حقيقت پيوند . به اعتمادى كه ميان شماست ، حق دوستت را ضايع مكن ، زيرا كسى كه حق او را ضايع كنى ، ديگر دوست تو نخواهد بود . با كسانت چنان كن كه بى‏بهره‏ترين مردم از تو نباشند .

با كسى كه از تو دورى مى‏جويد ، دوستى مكن . و نبايد دوست تو در گسستن پيوند دوستى ، دليلى استوارتر از تو در پيوند دوستى داشته باشد . و نبايد انگيزه‏اش در بدى كردن به تو از نيكى كردن به تو بيشتر باشد . ستم آنكه بر تو ستم روا مى‏دارد در چشمت بزرگ نيايد ، زيرا در زيان تو و سود خود مى‏كوشد . پاداش كسى كه تو را شادمان مى‏سازد ، بدى‏كردن به او نيست .

دل دیونه خرابم می کنی

چرا مثل قدیما خون نمی شی

سر به صحرا می ذاری

منُ تنها می ذاری

لاله ی باغ کدوم گمشده ای

چرا بین گلا پنهون نمی شی

وقتی بارون می زنه

شاخه ها مو می شکنه

دل تنها چرا تو

مث گنجیشکا پریشون نمی شی

چی بگم با کی بگم راز تو رُ

داری آتیش می گیری خون نمی شی

/ 1 نظر / 7 بازدید
م.عروج

سلام آقا مهدی گل ... خوبی عزيزم ؟ سر سنگين شدی ؟ به ما سر بزنی خوشحالمون می کنی